تااطلاع ثانوی تعطیله

کسی در پی من نیست !
اگر که دل شکستهاى حسین را صدا بزن
اگر ملول و خستهاى حسین را صدا بزن
در این بهار معرفت پرستوى بهارىام
اگر چه پر شکستهاى حسین را صدا بزن
سحَر شد و سپیده زد چرا تو همچو مرغ شب
لب از ترانه بستهاى حسین را صدا بزن
تو سر به زانوى غمى زشَرم کردههاى خود
چرا غمین نشستهاى حسین را صدا بزن
اگر به باغ آرزو به عشق کربلاى او
دل از همه گسستهاى حسین را صدا بزن
امممم سلاممممم![]()
خوبین دوستهای گلم.من که خیلی خوبم
اخه امروز(۱۲آذر) من با وجود مبارکم کل جهان هستی رو نورانی کردم بهلهههه
مگه نمیبینن همه جا روشن و نورانیه .به خاطر منه دیگه![]()
یه سال بزرگ شدم واسه خودم خانومی شدم
وییی کمی هم قد کشیدم
بزن دست قشنگه رو
ایولللللل![]()
چرا نشستین بیاین وسط
نیاین از کیک خبری نیست ها

تولد تولد تولدم مبارک
مبارک مبارک تولدم مبارک

خوشحالم که تو بهترین روز زندگیم شما دوستهای گلم پیشم هستین.
خب من کیک رو میارم شما هم کادوهاتونو بیارید![]()
این کیک من قشنگه؟![]()
فقط ببخشید دیگه تعداد شمع هاش کمه اخه نباید که سنم لو بره
خوب کادوهاتونو رو کنید ببینم ![]()
این منم
این عسلیه
این نازیه
اینم آلیناست
بقیه بچه ها هم بیان وسط دیگه


آهانننن ایول
آ ماشالا
اوهوممممم خوبه ![]()
از همتون ممنونم که تو جشن تولدم شرکت کردین.
حالا که دیگه کادوهاتونو دادید برید خونه هاتون
بای
پیش از اینها فکر میکردم که خدا / خانه ای دارد کنار ابرها / مثل قصر پادشاه قصه ها
خشتی از الماس خشتی از طلا / پایه های برجش از عاج و بلور / بر سر تختی نشسته با غرور
ماه برف کوچمی از تاج او / هر ستاره، پولکی از تاج او / اطلس پیراهن او، آسمان
نقش روی دامن او، کهکشان / رعدو برق شب، طنین خنده اش / سیل و طوقان، نعره توفنده اش
دکمه ی پیراهن او، آفتاب / برق تیغ خنجر او مهتاب / هیچ کس از جای او آگاه نیست
هیچ کس را در حضورش راه نیست / بیش از اینها خاطرم دلگیر بود / از خدا در ذهنم این تصویر بود
آن خدا بی رحم بود و خشمگین / خانه اش در آسمان، دور از زمین / بود، اما در میان ما نبود
مهربان و ساده و زیبا نبود / در دل او دوست جایی نداشت / مهربانی هیچ معنایی نداشت
هر چه می پرسیدم، از خود، از خدا / از زمین، از آسمان، از ابرها / زود میگفتند: این کارخداست
پرس وجو از کار او کاری خداست / هرچه میپرسی، جوابش آتش است / آب اگر خوردی، عذایش آتش است
تا ببندی چشم، کورت میکند / تا شدی نزدیک، دورت میکند / کج گشودی دست، سنگت میکند
کج نهادی پای، لنگت میکد / با همین قصه، دلم مشغول بود / خوابهایم خواب دیو و غول بود
خواب میدیدم که غرق آتشم / در دهان اژدهای سرکشم / در دهان اژدهای خشمگین
بر سرم باران گرز آتشین / محو میشد نعرهایم، بی صدا / در طنین خنده ای خشم خدا
نیت من، در نماز و در دعا / ترس بود و وحشت از خشم خدا / هر چه میکردم، همه از ترس بود
مثل از بر کردن یک درس بود / مثل تمرین حساب و هندسه / مثل تنبیه مدیر مدرسه /
تلخ، مثل خنده ای بی حوصله / سخت، مثل حل صدها مسئله / مثل تکلیف ریاضی سخت بود
مثل صرف فعل ماضی سخت بود / ***
تا که یک شب دست در دست پدر / راه افتادم به قصد یک سفر / در میان راه، در یک روستا
خانه ای دیدم، خوب و آشنا / زود پرسیدم: پدر، اینجا کجاست؟ / گفت اینجا خانه ی خوب خداست
گفت: اینجا میشود یک لحظه ماند / گوشه ای خلوت، نماز ساده ای خواند / با وضویی، دست و رویی تازه کرد
گفت: آری، خانه ای او بی ریاست / فرشهایش از گلیم و بوریاست / مهربان و ساده و بی کینه است
مثل نوری در دل آیینه است / عادت او نیست خشم و دشمنی / نام او نور و نشانش روشنی
خشم نامی از نشانی های اوست / حالتی از مهربانی های اوست / قهر او از آشتی، شیرین تر است
مثل قهر مادر مهربان است / دوستی را دوست، معنی میدهد / قهر هم با دوست معنی میدهد
هیچکس با دشمن خود، قهر نیست / قهر او هم نشان دوستی ست / ***
با دل خود، گفتگویی تازه کرد / گفتمش، پس آن خدای خشمگین / خانه اش اینجاست؟ اینجا، در زمین؟
تازه فهمیدم خدایم، این خداست / این خدای مهربان و آشناست / دوستی، از من به من نزدیکتر
آن خدای پیش از این را باد برد / نام او را هم دلم از یاد برد / آن خدا مثل خواب و خیال بود
چون حبابی، نقش روی آب بود / می توانم بعد از این، با این خدا / دوست باشم، دوست، پاک و بی ریا
سفره ی دل را برایش باز کنم / میتوان درباره ی گل حرف زد / صاف و ساده، مثل بلبل حرف زد
چکه چکه مثل باران راز گفت / با دو قطره، صد هزاران راز گفت / میتوان با او صمیمی حرف زد
مثل باران قدیمی حرف زد / میتوان تصنیفی از پرواز خواند / با الفبای سکوت آواز خواند
می توان مثل علفها حرف زد / با زبانی بی الفبا حرف زد / می توان درباره ی هر چیز گفت
کاش يکي پيدا بشه
کاش يکي پيدا شه خواب و گل تعبير بکنه
به کوير آب بده تا اونا رو سير بکنه
کاش يکي پيدا شه با ابرا صميمي تر باشه
نذاره بارون واسه باريدنش دير بکنه
کاش يکي پيدا شه که دلش مث آینه باشه
لااقل دعا واسه بقيه تاثير بکنه
کاش يکي پيدا شه آب بده به آدماي خوب
نکنه خوشبختيا تو گلوشون گير بکنه
کاش يکي پيدا شه زندگي بده به کلبه ها
خونه ي شادي ها رو يه جوري تعمير بکنه
کاش يکي پديا شه که انقده مهربون باشه
که از آدماي بي ستاره تقدير بکنه
کاش يکي پيدا شه دستا رو به همديگه بده
دلاي گسسته رو بياره زنجير بکنه
کاش يکي پيدا شه قانون سفر رو ببره
نذاره دم ورودش کسي تاخير بکنه
کاش يکي پيدا شه مرهم بذاره رو زخم عشق
پيش از اين که عاشقي دلا رو دلگير بکنه
کاش همه پيدا بشيم به همديگه کمک کنيم
کسي تنهايي نمي تونه دي و تير بکنه

تو را سپید و هرچه جزتورا سیاه می کشم
به چشم تو که می رسم سه بار آه می کشم
گلی؟ستاره ای؟پرنده ای؟فرشته ای؟چه ای
تو کاملی، تورا شبیه قرص ماه می کشم
می خوام یه قصری بسازم پنجره هاش آبی باشه
من باشم و تو باشی یک شب مهتابی باشه
می خوام یه کاری بکنم شاید بگی دوسم داری
می خوام یه حرفی بزنم که دیگه تنهام نذاری
![]()
می خوام برات از آسمون یاسای خوشبو بچینم
می خوام شبا عکس تو رو تو خواب گل ها ببینم
می خوام که جادوت بکنم همیشه پیشم بمونی
از تو کتاب زندگیم یه حرف رنگی بخونی
![]()
امشب می خوام برای تو یه فال حافظ بگیرم
اگر که خوب در نیومد به احترامت بمیرم
امشب می خوام تا خود صبح فقط برات دعا کنم
برای خوشبخت شدنت خدا خدا خدا کنم
امشب می خوام رو آسمون عکس چشات رو بکشم
اگه نگاهم نکنی ناز نگاتو بکشم
می خوام تو رو قسم بدم به جون هر چی عاشقه
به جون هر چی قلب صاف رنگ گل شقایقه
یه وقتی که من نبودم بی خبر از اینجا نری
بدون یه خداحافظی پر نزنی تنها نری
یه موقعی فکر نکنی دلم واست تنگ نمیشه
فکر نکنی اگه بری زندگی کمرنگ نمیشه
![]()
اگه بری شبا چشام یه لحظه هم خواب ندارن
آسمونای آرزو یه قطره مهتاب ندارن
راستی دلت میآد بری بدون من بری سفر
بعدش فراموشم کنی برات بشم یه رهگذر
![]()
اصلا بگو که دوست داری اینجور دوست داشته باشم
اسم تو رو مثل گلا تو گلدونا کاشته باشم
حتی اگه دلت نخواد اسم تو تو قلب منه
چهره تو یادم می آد وقتی که بارون می زنه
ای کاش منم تو آسمون یه مرغ دریایی بودم
شاید دوسم داشتی اگه آهوی صحرایی بودم
ای کاش بدونی چشمات و به صد تا دنیا نمی دم
یه موج گیسوی تو رو به صد تا دریا نمی دم
به آرزوهام می رسم اگر که تو پیشم باشی
اونوقت خوشبخت میشم مثل فرشته ها تو نقاشی
تا وقتی اینجا بمونی بارون قشنگ و نم نمه
هوای رفتن که کنی مرگ گلهای مریمه
![]()
نگام کن و برام بگو بگوی می ری یا می مونی
بگو دوسم داری یا نه مرگ گلهای شمعدونی
نامه داره تموم میشه مثل تموم نامه ها
اما تو مثل آسمون عاشقی و بی انتها

بچه که بودم مدام دستم راازدستان نگرانی که مراقبم بود
رها می کردم وآروزیم بود که یک بارهم که شده تنها از خیابان
زندگی رد شوم حالا که دیگر نمی شود بچه بود وفقط می شود
عاشق بود از سربچگی ، هرچه وسط خیابان زندگی سربه هوا
می دوم هیچ کس حاضرنمی شود دستم را بگیرد وبرای لحظه ای
توي بازار صداقت كمي ارزاني بود
![]()
كاش اگر گاه كمي لطف به هم ميكرديم
مختصر بود ولي ساده و پنهاني بود
![]()
كاش به حرمت دلهاي مسافر هر شب
روي شفاف ترين خاطره مهماني بود
![]()
كاش دريا كمي از درد خودش كم مي كرد
قرض مي داد به ما هرچه پريشاني بود
![]()
كاش به تشنگي پونه كه پاسخ داديم
رنگ رفتار من و لحن تو انساني بود
![]()
مثل حافظ كه پر از معجزه و الهامست
![]()
چه قدر شعر نوشتيم براي باران
غافل از آن دل ديوانه كه باراني بود
![]()
كاش سهراب نمي رفت به اين زودي ها
دل پر از صحبت اين شاعر كاشاني بود
![]()
كاش دل ها پر افسانه ي نيما مي شد
و به يادش همه شب ماه چراغاني بود
![]()
كاش اسم همه دختركان اينجا
نام گلهاي پر از شبنم ايراني بود
![]()
كاش چشمان پر از پرسش مردم كمتر
غرق اين زندگي سنگي و سيماني بود
![]()
كاش دنياي دل ما شبي از اين شبها
غرق هر چيز كه مي خواهي و مي داني بود
دل اگر رفت شبي كاش دعايي بكنيم
راز اين شعر همين مصرع پاياني بود
* * *
عید سعید فطر برهمه مبارک

هرچی مهربون تر باشی بیشتر بهت ظلم میکن
هرچی صادق ترباشی بیشتر بهت دروغ میگن
هرچی دلسوزترباشی بیشترسرت کلاه میزارن
هرچی قلبت روآسونتردراختیاربذاری راحترلهش میکن
هرچی آروم ترباشی فکرمیکنند آدم ضعیفی هستی
هرچی به فکردیگران باشی بیشترحقت رومیخورن

زندگی همیشه بهارنیست٬زمانی تیرابرخزان برآن سایبان مرگ
می افکند
ودست روزگارباوفاترین دوستان وآشنایان راازهم جدا می سازد
واگر روزی روزگاری مرا فراموش نمودی چندان مهم نیست
فقط به خاطر روحم چند قطره اشک بریز ! ؟...
